این یه قانونه
این روزها بعد از چند سال یه کم میتونم به خودم فکر کنم و با خودم خلوت کنم .میدونی عین ادمایی شدم که از یه کشور دیگه بعد چند سال اومدن ایران و باخیابونا و شرایطش اشنایی ندارن.چند روز پیشا برا اولین بار از وی ار تی استفاده کردم هر کی اونجا بود به این نتیجه رسید که از روستا اومدم خیلی خنده دار بود نه بلد بودم از کارت استفاده کنم نه میدونستم باید کدوم ایستگاه سوار شم خلاصه کلی خنده دار بود یعنی همه خانومایی که بچه دار میشن اینطوری دور میمونن نمیدونم منکه به مدت چهارسال از جامعه دور بودم.
البته اینم باید بگم تجربه ای که تو مدت این چند سال در کنار تو دختر دوست داشتنیام کسب کردم خیلی قشنگ و شیرین بود.
مثلا قبل از اینکه به دنیا بیای و کلا بچه دار شم وقتی تو یه مهمونی سر شام یه بچه به مامانش میگفت مامان جیش دارم حالم بهم میخورد و میگفتم بیچاره غذاش کوفتش شد اما چند روز پیشا وقتی داشتم دستشویی فرنگیتو ضد عفونی میکردم اونم با این وسواس که جوری تمییزش کنم که کاملا تمییز بشه بدون اینکه هیچ حس بدی داشته باشم به این نتیجه رسیدم که این نیروی عجیب دوست داشتنی که بهش میگن غریزه مادری چقدر قشنگ و نابه.
دختر قشنگم برای همیشه دوستت دارم و می پرستمت بوس بوس.


این یه قانونه
