عروس زیبایم آنیتا

زیباترین بهانه زندگیم انیتا جونم:
ازاینکه اولین کادو روز مادر رو از دستای کوچکت گرفتم بی اندازه خوشحالم.
..قضیه از این قرار بود که خاله عاطفه یه بلوز صورتی خرید و بهت داد تا بهم بدی .اولش وقتی از خاله عاطفه هدیه و گرفتی گفتی اخه منکه اینو نخریدم
بعد که خاله برات توضیح داد قبول کردی و کادوتو اوردی بهم دادی بعدشم کلی ذوق کردی
که این کادو برای من خریدی.وبرای همه از جمله بابایی اینطور تعریف کردی:
بابایی رفتم تجریش تو یه لباس فروشی گفتم اقا لباساتون چه رنگیه اقاهه گفت بنفش داریم و مشکی گفتم:مامان من که مشکی دوست نداره از بنفششم خوشم نمی یاد بعد رفتم یه مغازه دیگه گفتم اقا مامان من یه کم تپله براش یه لباس صورتی دارین اقاهه گفت بله که داریم منم برات اینو خریدم حالا دوستش داری منم کلی از لباسی که خریدی تعریف و تمجید کردم و تو هم کلی خوشحال شدی.خیلی ممنون از خواهر عزیزم که یه خاطره قشنگ تو ذهنت ثبت کرد و باعث شد اعتماد به نفست بیشتر بشه.

![]()


عروس زیبایم آنیتا
