تولد آسمان کوچک ما
آنیتای عزیزم سلام خوبی مامانی عشق من همه دنیام تو ماه مهر دقیقا هجدهم اون ماه یه اتفاق خیلی خوب افتاد آره دخترم آسمان خانوم ناز نازی دختر خاله و دختر عموی خوشگلت به این دنیا اومد .میدونی عزیزم اسمان اومده تا خواهر خوب و خانوم تو باشه اومده تا هستی یه رنگ تازه به خودش بگیره این فرشته کوچولو برای ما من تو خاله هدا که مامانی خوبشه و بقیه کلی خوشبختی و سعادت با خودش اورده.

دختر نازم عکس العملت وقتی اسمان رو دیدی خیلی جالب بود.
انقدر جیغ زدی و دست زدی و بالا پایین پریدی که همه رو به خنده انداخته بودی.روز اولی که به خونه اوردیمش توقع داشتی پاشه و باهات پازل بازی کنه.فرداشم اومدی و به باباجون گفتی :باباجون اسمان جواب سلام منو نمیده و بامن حرف نمیزنه.امروز هم از اینکه اسمان مثل تو تو دهنش زبون داره تعجب کردی.یه کوچولو موقعیت خودتو در خطر میبینی و هر کاری که برا اسمان میکنیم توقع داری برای تو هم انجام بدیم .
دخترم ایشالا همیشه در کنار اسمان مثل دو تا خواهر واقعی باهم باشین و پشت همو خالی نکنین.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد آسمان کوچک ما
