انیتا به مهدکودک میرود
دختر گلم اولین باری که به مهد رفتی اول مهر همین امسال بود.کلی ذوق کرده بودی و صبح زود از خواب بیدار شدی و به همراه مامان و بابا رفتی به مهد وبدون اینکه با من و بابایی خداحافظی کنی با یه جیغ بلند وارد مهد شدی و هی به ما میگفتی که بریم ساعت ۱۲ هم که اومدم دنبالت باروی خندان و شاد اومدی بغلم و بهم گفتی من وقتی تو نبودی غصه خوردم و حوصلم سر رفت اما وقتی ازت پرسیدم چیکار کردی گفتی بازی کردیم خوراکی خوردیم رقصیدیم که من متوجه شدم منظورت از حوصلم سر رفته بود یعنی که دلم برات تنگ شده بود.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


انیتا به مهدکودک میرود
