خرسی
امروز میخوام از خرسی بنویسم از عروسک مورد علاقت .این جناب خرسی یکی از اعضا مهم زندگی تو شده هر جا بریم باهاته.با هیچ کدوم از عروسکای دیگتم عوضش نمیکنی در درجه بعد آقا ممولی یه عروسک چشم قلمبه است و سومین عروسک مورد علاقتم خانوم پیشو ست .کلا من و بابایی و بقییه باید احترام خاصی براشون قایل باشیم .احساسی که نسبت به خرسی و بعدم اقاممولی و پیشی داری خیلی قشنگه .
امیدوارم در اینده دوستای خوبی پیدا کنی واز دوستی و رفاقت با دوستانت قشنگترین لحضه ها برات ثبت بشه.
حرفای بامزه ای که میزنی این روزا:
تخل:تلخ
خودتونو نگه دارین:صبر کنین
بعدم تازگیا یاد گرفتی هر حرفی زده میشه ازم میپرسی مامان این حرف حرف خوبیه یا بد منم دائم در حال جواب دادنم مثلا میپرسی مامان الاغ حرف بدیه منم میگم اگه به کسی نگی نه چون اسم یه حیوونه.میگی مامان حاج عباس حرف بدیه منم میگم نه اسم یه ادمه.میگی مامان مخلصم چاکرم حرف بدیه منم میگم نه اما زیادم قشنگ نیست خلاصه تو موندی بالاخره این حرف و اون حرف بده یا خوب منم موندم چی بگم.
در پایان اینکه زندگی باتو برام خیلی قشنگه.در مقابل همه تلخیای زندگی تویه مسکن یه ارامش عجیبی هستی که خدا بهم هدیه داده.فدات بشم.بوس.


خرسی
