آنیتا طاهریآنیتا طاهری، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

آنیتا عشق مامان و بابا

نوروز 91

انیتا -شمال-نوشهر     انیتا-خونه کنار سفره هفت سین   سال نو مبارک عزیزم.برات ارزوی بهترینها رو دارم.دوستت دارم بوس. ...
8 ارديبهشت 1392

<no title>

دختر قشنگم این عکسو تو سرزمین عجایب ازت گرفتیم .این دفعه اولیه که صورت قشنگتو نقاشی کردیم.کلی ذوق کرده بودی. این روزها خیلی شیرین زبون شدی و کلمه هارو خیلی بانمک ادا میکنی مثل: کامترنگی=کامپیوتر تبلزیون=تلویزیون پیس پاک=پیف پاف پسداران=پاسداران یچخال=یخچال میبینیسم=مینویسم اترش=ارتش سهرت=سرعت وکلی کلمه های دیگه که الان حضورذهن ندارم. عزیز دوست داشتنیم این روزها یه کم قلدر شدی دوست داری به همه زور بگی.امیدوارم این اخلاقت بهتر بشه.نقاشی های قشنگی میکشیو برای هر کدوم از اونا کلی توضیح و تفسیر داری که خیلی جالبه.در کل داری روز به روز بیشتر منو مجذوب خودت میکنی. ...
8 ارديبهشت 1392

خرسی

سلام عزیزم عشقم همه هستیم. امروز میخوام از خرسی بنویسم از عروسک مورد علاقت .این جناب خرسی یکی از اعضا مهم زندگی تو شده هر جا بریم باهاته.با هیچ کدوم از عروسکای دیگتم عوضش نمیکنی در درجه بعد آقا ممولی یه عروسک چشم قلمبه است و سومین عروسک مورد علاقتم خانوم پیشو ست .کلا من و بابایی و بقییه باید احترام خاصی براشون قایل باشیم .احساسی که نسبت به خرسی و بعدم اقاممولی و پیشی داری خیلی قشنگه . امیدوارم در اینده دوستای خوبی پیدا کنی واز دوستی و رفاقت با دوستانت قشنگترین لحضه ها برات ثبت بشه.   حرفای بامزه ای که میزنی این روزا: تخل:تلخ خودتونو نگه دارین:صبر کنین بعدم تازگیا یاد گرفتی هر حرفی زده میشه  ازم میپرسی مامان این حرف حرف خوبیه یا بد م...
8 ارديبهشت 1392

تولدت مبارک عشقم

یک دو سه هوووووووووووووورا انیتای من سه سالش تموم شد. تولدت مبارک خانومم جیگرم عسلم همه زندگیم. انیتا:مامان منو بزرگ میکنی تا بتونم به گاز و لامپ و چاقو دست بزنم؟ قربونت برم اره بزرگت میکنیم من و بابایی با هم تا بتونی به ارزوهات برسی تا ادم موفقی باشی تا ایندتو بسازی به نحو احسن البته با یاری همون خدای مهربون و بزرگی که تو رو به ما هدیه داد. دخترم زندگی زیباست به شرط انکه خودت فقط خودت بخوای. عزیزم موفقیت درست روبروت ایستاده به شرط انکه فقط دستهاتو به طرفش ببری و اونو با تمام وجودت دراغوش بگیری. . مهربونم سبزترین سرنوشتو برای تو و تمام بچه های دنیا ارزو میکنم. ...
8 ارديبهشت 1392

عروسی دایی حسین

سلام عشقم عزیزم گلم. تو ماه مرداد نتونستم برات پست بذارم چون هم ماه رمضان بود اونم چه ماه رمضان سختی هم اینکه پنجم شهریور عروسی دایی حسین بود و حسابی درگیر عروسی بودم امیدوارم دایی حسین و خاله سارا زندگی خوب و خوشی داشته باشن.تازه از اینم مهمتر یه مسافر کوچولوی عزیز و دوست داشتنی توی راهه اره دخمل خوشگل و ناز نازی خاله هدا و عمو حمیدو میگم آسمان خانوم عشق خاله که هنوز  نیو مده یه دنیا عشق و زیبایی با خودش اورده دعا کن تا سالم و به خوبی به دنیا بیاد تا یه خواهر خوشگل و ناز نازی داشته باشی تا دیگه تنها نباشی و یه هم بازی داشته باشی.خلاصه اینکه این روزا داریم روز شماری میکنیم تا آسمان همون ]سمان دوست داشتنی و عزیز به دنیا بیاد. حالا بذار از...
8 ارديبهشت 1392

انیتا به مهدکودک میرود

دختر گلم اولین باری که به مهد رفتی اول مهر همین امسال بود.کلی ذوق کرده بودی و صبح زود از خواب بیدار شدی و به همراه مامان و بابا رفتی به مهد وبدون اینکه با من و بابایی خداحافظی کنی با یه جیغ بلند وارد مهد شدی و هی به ما میگفتی که بریم ساعت ۱۲ هم که اومدم دنبالت باروی خندان و شاد اومدی بغلم و بهم گفتی من وقتی تو نبودی غصه خوردم و حوصلم سر رفت اما وقتی ازت پرسیدم چیکار کردی گفتی بازی کردیم خوراکی خوردیم رقصیدیم که من متوجه  شدم منظورت از حوصلم سر رفته بود یعنی که دلم برات تنگ شده بود. ...
8 ارديبهشت 1392

تولد آسمان کوچک ما

آنیتای عزیزم سلام خوبی مامانی عشق من همه دنیام تو ماه مهر دقیقا هجدهم اون ماه یه اتفاق خیلی خوب افتاد آره دخترم آسمان  خانوم ناز نازی دختر خاله و دختر عموی خوشگلت به این دنیا اومد .میدونی عزیزم اسمان اومده تا خواهر خوب و خانوم تو باشه اومده تا هستی یه رنگ تازه به خودش بگیره این فرشته کوچولو برای ما من تو خاله هدا که مامانی خوبشه و بقیه کلی خوشبختی و سعادت با خودش اورده.     دختر نازم  عکس العملت وقتی اسمان رو دیدی خیلی جالب بود.   انقدر جیغ زدی و دست زدی و بالا پایین پریدی که همه رو به خنده انداخته بودی.روز اولی که به خونه اوردیمش توقع داشتی پاشه و باهات پازل بازی کنه.فرداشم اومدی و به باباجون گفتی :باباجون اسمان جواب سلام منو نمیده و...
8 ارديبهشت 1392